پژوهشكده تحقيقات اسلامى
10
مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )
مىتوان ادعا كرد كه پايدارى در راه ائمه و شيعهء واقعى آنان بودن و تحمل فشارها و آزارهاى حاكمان جور بر ياران ائمه ، خود به خود نشان اخلاص و ايثار است ، امّا ذكر نمونهاى خالى از سود نيست : زياد بن نضر حارثى دربارهء وقايع صفين مىگويد : همراه حضرت على ( ع ) در صفين حضور داشتم . در يكى از حملهها ، سه شبانهروز جنگ ما با دشمن ادامه داشت ، بطورى كه همهء نيزههاى دو طرف شكست و تيرها تمام شد ، تا اينكه به طرف همديگر سنگ پرتاب مىكرديم و جنگ همينگونه تا نيمههاى شب ادامه داشت ، تا روز سوّم كه ما با پيروزى خود را به مركز سپاه شام رسانديم و با آنها درگير شديم و چون از ابزار جنگى چيزى برايمان نمانده بود ، به سر و صورت آنها خاك مىپاشيديم . كار به جايى رسيد كه طرفين درگير ، بلند شده و همديگر را تماشا مىكرديم ، ولى هيچ يك قدرت جنگ و مقابله نداشت و تا نيمههاى شب سوّم جنگ بدين منوال ادامه يافت تا معاويه و سپاهيانش بناچار از ميدان نبرد عقبنشينى كردند . « 1 » صحنهء وفادارى به رهبر و مكتب : قرآن كريم حالات افراد فرارى جنگ احد و تنها گذاشتن پيامبر ( ص ) و دعوت حضرت از ايشان را بيان كرده ، مىفرمايد : « إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُونَ عَلَى أَحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ » « 2 » به ياد آريد هنگامى كه رو به هزيمت و شكست گذاشته و چنان وحشتزده مىگريختيد كه توجّه به هيچ كس نداشتيد و پيامبر از پشت سر ، شما را صدا مىزد . اين جمله مىفهماند كه تمام لشكر از پيرامون آن جناب متفرق شده بودند و بدون اينكه به اين سو و آن سو توجه كنند راه فرار را پيش گرفته و مىرفتند و رسول خدا ( ص ) از پشت سر آنها را صدا مىزده ، ولى آنان رسول خدا ( ص ) را در بين مشركان رها كرده ، از ترس كشته شدن راه بيابان را پيش گرفته بودند « 3 » علىرغم آن همه بىوفايى و خيانت بعضى از صحابه در
--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 32 ، ص 502 ( 2 ) . آل عمران ، آيهء 153 ( 3 ) . ترجمه تفسير الميزان ، ج 4 ، ص 68